مانليمانلي، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره
مامان النازمامان الناز، تا این لحظه: 35 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
باباعلیباباعلی، تا این لحظه: 37 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

خاطرات مانلي جون

دندون درد دخملی

سلام به همگی و همینطور دختر زیبای من تازگیا دوباره بی قرار شدی عزیزم چون دومین دندونت داره در میاد و من و بابایی خیلی ناراحت هستیم چون شما داری اذیت میشی و گاهی دردت زیاد که میشه داد میکشی  همه میگن خیلی زود دندونت در اومده منم میگم آخه دخترم خیلی زرنگه همه کاراشو زودتر از وقتش انجام میده امیدوارم هر چه زودتر دردت تموم بشه عزیزم الهی مامان فدات شه.  
2 آذر 1393

سلام به مانلی و دوستدارانش

امروز مامان الناز با مانلی خانوم تو خونه تنها بودند مامان می خواست بعد مدتها نقاشی بکشه و مانلی برای اولین بار نقاشی کشیدن مامانشو میدید تعجب کرده بودو میخواست قلم موها رو برداره و خودش دست به کار شه ،تا من رفتم آشپزخونه برای مانلی عسل سوپ بپزم اومدم دیدم خودشو رسونده به یکی از قلم ها ،شیطون بلا ،اما حسابی امروز با هم کیف کردیم  بابا جونش هم دیر اومد خونه رفته بود تا خونه جدیدمونو قولنامه کنه،دختر گلم اتاق جدیدش هم خیلی خوشگلو دلبازه  اما باید بریم برای پنجرش پرده بدوزن امیدوارم که خوشش بیاد. به زودی قراره که عکسای آتلیه مانلی خانوم رو بزاریم تو وبلاگش منتظر باشید که خیلی عالی شده.
28 آبان 1393

به نام خدایی که مانلی جیگرو داد

سلام مانلی جون امروز منو بابایی وقت کردیم به وبلاگت بیام واز امروزت که شیطونیات خیلی زیاد شده بنویسم همش سعی میکنی بشینی اماچون هنوز کاملا قدرت نشستنو پیدا نکردی ناراحت میشیو بیقراری میکنی . دوست داریم
26 آبان 1393